nich marketing- بازاریابی جاویژه (گوشه ای)

بازاریابی جاویژه یکی از مفاهیم بازاریابی است که به خوبی جا افتاده نشده است. بازاریابی جاویژه به معنی رقابت کردن در بازار هدف کوچک، با پیشنهاد های ویژه و تخصصی است. چنین بازاریابی، دو مزیت رقابتی ویژه ایجاد می کند، یکی تخصص شرکت بر روی بازار هدف مشخصی است و دیگر در دست گرفتن سهم بیشتر در صورت انتخاب بازار هدف کوچکتر است.

 

niche_market_drawing

 

به همین دو دلیل است که بسیاری از شرکت های بزرگ تصمیم می گیرند با شرکت های کوچک یا بزرگ دیگری که به شکل بازاریابی جاویژه عمل می کنند، وارد رقابت نشوند چرا که رقابت با شرکت هایی که به صورت تخصصی روی موضوع خاصی تمرکز کرده اند، کار سختی است.

 

بازاریابی جاویژه، استراتژی بازاریابی است که به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد و تصور غلط عمومی وجود دارد که شرکت هایی که از این استراتژی بازاریابی استفاده می کنند، سهم کوچکتری نسبت به بقیه از بازار دارند. کسب و کارهای کوچک را نمی توان به خودی خود جاویژه نامید، چرا که آن ها صرفا سهم کوچکی از بازار بزرگی را دارا هستند.

 

تعریفی درست از بازاریابی جاویژه (Niche Marketing)

برخی کتاب های سنتی بازاریابی جاویژه را شامل موارد زیر می دانند:

تمرکز بر روی بخش (سهم) کوچکی از بازار و همچنین عدم وجود رقبای قدرتمند در آن زمینه. با این حال هیچ یک از این تعریف ها، به شکلی جداگانه میزان اهمیت تخصص و تبحر مورد نیاز در بازاریابی جاویژه را نشان نمی دهند. این موضوع در شرایطی است که تخصص و تمرکز کلید موفقیت یک یک بازاریاب جاویژه است. در حالت کلی، تعریف زیر را می توان تعریفی دقیق داسنت:

بازاریابی جاویژه، بازار تخصصی است که پیشنهادهای ویژه ای متمرکز بر بخش کوچک شده ای از بازار در آن ارائه می شود.

 

چرا برخی شرکت ها بازاریاب های جاویژه می شوند؟

موفقیت بعنوان شرکتی که از بازاریابی جاویژه استفاده می کند، چالش برانگیز و پر ریسک است. ریسک عمده کار در اینجاست که چنین شرکت هایی بر روی بازار بسیار کوچکی متمرکز می شوند و ممکن است این بازار جریان درآمدی لازم، برای بقای آن ها را نداشته باشد. به عبارت دیگر چنین شرکت هایی تا میزان زیادی در مقابل رکود اقتصادی، ورود رقیبان جدید و تغییرات ناگهانی خطرپذیر هستند.

سوال اینجاست که اگر بازاریابی جاویژه چنین پر ریسک است، چرا برخی شرکت ها باید استفاده از این استراتژی را انتخاب کنند؟ پاسخ این سوال ساده و مهم است:

 

فضای کم رقیب

در صورتی که بازاریابی جاویژه موفقیت آمیز باشد، شرکت می تواند ادعای تملک بازار خاصی را کند و اجازه ورود رقیبان جدید به سختی داده شود.

 

روابط قوی

بازاریابی جاویژه منجر به ارتباط بسیار قوی با مشتریان در طول زمان می شود که این خود نیز منجر به عدم ظهور رقیب جدید می شود.

 

تدام کسب و کار

رقابت کم و ارتباط قوی با مشتریان فضای کسب و کاری بسیار پایداری را ایجاد می کند که نوسانات موجود در بازارهای دیگر در آن وجود نخواهد داشت.

 

پیش رفت قابلیت ها

از آن جایی که چنین شرکت هایی در زمینه‌ای خاص متبحر هستند، با گذشت زمان به توانایی ها و مهارت های خودشان میافزایند.

 

کسب و کار متمرکز

چنین شرکت هایی دیگر نیاز به این ندارند که به دنبال بازارها یا استراتژی های بازاریابی متنوع بگردند. آن ها راه خود را یافته اند و روی آن متمرکز شده اند.

 

حاشیه سود بالا

مشتریان چنین شرکت هایی اغلب افرادی هستند که قیمت، عامل چندان تعیین کننده ای در تصمیم گیری آن ها نیست.

 

آیا شرکت هایی با بازاریابی جاویژه همواره شرکت های کوچکی هستند؟

بله. چنین شرکت هایی همواره شرکت هایی با ابعاد کوچک تا متوسط هستند. دلیل عمده آن را می توان تمرکز آن ها بر روی بخش کوچک و خاصی دانست. با این وجود برخی اوقات مثال های نقضی هم برای این امر وجود دارد، برای مثال American Express برای مدتی بر روی یک سری کارت های اعتباری خاص برای مشتریان پولدار که مشاغل مدیریتی داشتند، تمرکز کرده بود

بازاریابی رابطه‌مند / Relationship Marketing

امروزه شدت رقابت و پیچیدگی بازارها ، بسیاری از سازمان ها را ناگزیر از پذیرش جهان بینی جدیدی از مفهوم بازاریابی، یعنی "بازاریابی رابطه‌مند" نموده است و به جای استراتژی‌های تهاجمی‌ بازاریابی، آنها را بسوی استراتژی‌های دفاعی بازاریابی سوق می‌دهد. در واقع بازاریابی رابطه مند یک نوع هنر کسب و کار در شرایط رقابتی امروز می باشد.  
تعریف و مفهوم بازاریابی رابطه‌مند :
به واقع، مشتریان منبع سودآوری شرکت‌ها در زمان حال و آینده می باشند و چون رقابت بر سر دستیابی به مشتریان خوب به عنوان منابع اصلی سودآوری سازمان ها، بسیار زیاد می باشد، همیشه این امکان وجود دارد که مشتریان سودمند یک شرکت، توسط رقیبان جذب شرکتهای دیگر شوند. لذا در دوره کنونی شرکت‌های باید بیش از پیش به حفظ و نگهداری مشتریان فعلی و ایجاد رابطه بلند مدت و سودآور با آن‌ها تأکید نمایند. دیدگاه اصلی حفظ مشتریان این است که باید با عرضه ارزش برتر به مشتری، رضایت وی را بصورت مداوم تأمین نمود کاتلر بازاریابی رابطه مند را این گونه تعریف می کند: بازاریابی رابطه‌مند عبارتست از ایجاد، حفظ و تقویت رابطه قوی با مشتریان و سایر گروههای ذینفع (کاتلر و آرمسترانگ، 1385). گمسون[1] (1999) نیز در این خصوص اظهار داشته که ارتباطات به دو طرف نیاز دارد که با یکدیگر تماس دارند. به عنوان مثال، اساس و پایه ارتباطات بازاریابی بین ارائه دهنده (خدمت) و یک مشتری است. گرونوس[2] (2000)، معتقد است زمانی یک ارتباط توسعه می‌یابد که با همه مشتریان یا در نهایت با مهمترین مشتریان تماس برقرار شود و تعاملات رابطه‌مند باشند.
بازاریابی رابطه‌مند مستلزم ایجاد، حفظ وارتقاء و در صورت ضرورت خاتمه ارتباط با مشتریان
است، به طوری که اهداف هر دو طرف درگیر در رابطه تأمین شود. بنابراین، سازمان‌ها، جهت ایجاد یک رابطه، می‌بایست فرآیندهای ارتباطی و تعاملی مورد نیاز را به وجود آورند. (Rashid,2003,742).
بازاریابی رابطه‌مند، هم استراتژی‌های دفاعی و هم تهاجمی‌را در بر می‌گیرد. بازاریابی تهاجمی ‌به جذب مشتریان جدیدی می‌پردازد که شامل جذب مشتریان بالقوه یا ترغیب و جذب مشتریان رقیب می‌شود. در مقابل بازاریابی تدافعی به دفاع از سهم بازار و حفاظت از مشتریان ارزنده می‌پردازد.به عبارت دیگر، استراتژی‌های دفاعی در تلاش اند تا مشتریان کنونی را حفظ و کسب وکار بیشتری را با آن‌ها ترتیب دهند.
جهان بینی بازاریابی رابطه‌مند
 پایه‌های اصلی جهان بینی بازاریابی رابطه‌مند بر مفهومی‌قرار دارد که اولین بار توسط لئونارد بری[3] مطرح شد و توسط دیگر صاحبنظران گسترش یافت.دیدگاه بازاریابی رابطه‌مند مرهون تلاش‌های کریستوفر[4]، پاینی و بالانتین[5] است که در گسترش قلمرو و حوزه مبانی تئوریک آن کوشش چشم گیری داشتند. دیدگاه آنها مبنی به نکات ذیل است :
- تأکید به ارتباط بین مشتریان و عرضه کنندگان که ایجاد رابطه را به جای معامله مورد توجه قرار می‌دهد.
- دیدگاه بازاریابی رابطه‌مند بر حداکثر سازی ارزش مشتریان و همچنین بخش‌های ویژه‌ای از مشتریان متمرکز است.
- استراتژی‌های بازاریابی رابطه‌مند به توسعه وتقویت روابط قوی با مشتریان و عرضه کنندگان، بازارهای حاصل از مشتریان توصیه شده[6]، بازارهای حاصل از تأثیر افراد با نفوذ[7] و بازارهای جذب نیروی انسانی و بازار داخلی که - درون سازمان است - معطوف می‌باشد.
کیفیت، ارائه خدمات به مشتری و بازاریابی، هرچند که غالبا به طور مجزا مدیریت می‌شوند ارتباط نزدیکی با هم دارند. دیدگاه بازاریابی رابطه‌مند بین این سه عنصر انسجام و یکپارچگی برقرار می‌کند. (payne,1998,3).
اجزا و عوامل بازاریابی رابطه‌مند
سین و همکاران (2005)، بازاریابی رابطه‌مند را ساختار یک بعدی شامل شش عامل کلیدی در نظر گرفته‌اند که در شکل1 نشان داده شده است.         
                           
1)اعتماد
اعتماد یک جزء کلیدی رابطه تجاری است؛ و مشخص کننده این مطلب که هر طرف رابطه تا چه میزان می‌تواند روی وعده وعیدهای طرف دیگر رابطه حساب کند. اعتماد یک متغیر مرکزی در مراودات بلند مدت است. مورگان و هانت[8] (1994)، اعتماد را به عنوان یک ساختار کلیدی در مدل بازاریابی رابطه‌مند مورد بررسی قرار داده اند. اعتماد بیشتر بین خریدار و فروشنده باعث ایجاد بهره وری بیشتر و روابط بلند مدت تر می‌گردد.
2)ایجاد پیوند[9]
پیوند یک جزء دیگر مراوده تجاری است که بین دو طرف رابطه (خریدار و فروشنده) ایجاد می‌شود و در یک وضعیت یک پارچه جهت دستیابی به هدف مطلوب ایفای نقش می‌کند. وجود این جزء در بازاریابی رابطه‌مند، موجب توسعه و افزایش وفاداری مشتری می‌گردد و به طور مستقیم احساس تعلق به رابطه و به طور غیر مستقیم احساس تعلق به سازمان را ایجاد می‌کند. مطالعات انجام گرفته توسط ویلسون و مالاننی[10] (1986) نشان می‌دهد که : پیوند قوی تر بین خریداران و فروشندگان باعث ایجاد تعهد بیشتر جهت حفظ رابطه می‌شود.
3)ارتباطات
عبارتست از مراودات رسمی‌و غیر رسمی‌که موجب مبادله اطلاعات معنی دار و به هنگام بین خریدار و فروشنده می‌گردد آ.ندرسون و نرس[11] (1990) بیان نموده‌اند که ارتباطات نقش مهمی‌را در ایجاد اعتماد ایفا می‌کند. مورگان و هانت (1994) طی تحقیقاتی که انجام داده‌اند تأثیر مثبت و غیر رسمی‌ارتباطات را بر ایجاد تعهد بین خرده فروش وفروشنده اصلی در صنعت اتومبیل بیان می‌کند.(Sin & Et al,2005,187-188)
در روابط بازاریابی،ارتباطات غالباً نادیده گرفته می‌شود. این مسئله تأسف آور است، زیرا همه عناصر دیگر از طریق ارتباطات تجربه می‌شوند.(Rashid,2003,746) ارتباطات، خصوصا ارتباطات به موقع، موجب تقویت اعتماد از طریق کمک به حل اختلافات و برآورده نمودن انتظارات می‌شود.  ( Sin & Et al,2005,570)
4)ارزش مشترک[12]
ارزش مشترک عبارت است از اعتقادات مشترک طرفین رابطه درباره رفتارها، اهداف وسیاست‌ها اعم از این که با اهمیت یا کم اهمیت، مناسب یا نا مناسب و درست یا غلط باشند.وجود اهداف و ارزشهای مشترک باعث ایجاد تعهد بیشتر نسبت به رابطه می‌شود.
5)همدلی
این جزء بازاریابی رابطه‌مند به هر یک از طرفین رابطه اجازه می‌دهد که موقعیت موجود را از دید طرف دیگر مورد بررسی قرار دهد. همدلی در واقع عبارتست از درک خواسته‌ها و اهداف طرف دیگر رابطه. برای تقویت روابط بین طرفین معامله،همدلی یک شرط ضروری است.
6)رابطه متقابل[13]
یکی دیگر از اجزاء بازاریابی رابطه‌مند، رابطه متقابل است که موجب می‌شود هر طرف در قبال توجه یا مزایای دریافتی از طرف دیگر، امکانات ویژه‌ای در زمان‌های بعدی برای او فراهم کند.
همان طور که الیز[14] (1993) بیان کرده است : بازاریابی رابطه‌مند بوسیله تأثیرات متقابل و تعهدات بلند مدت مشخص می‌شود. (Sin & Et al,2005,187-188)
چینی‌ها معتقدند که رابطه متقابل می‌تواند بر پایه خصوصیات فردی مشتری صورت گیرد به طوری که ارائه دهنده خدمت (تأمین کننده) منافع با سرویس و خدمات ویژه‌ای را جهت مشتریان برای رقابت با دیگر بخش‌های بازار (رقبا) ایجاد کند.(Yau & Et al,2000,18)
به دلیل مزایای چشمگیر بازاریابی رابطه‌مند، شرکتها به سمت انتخاب این روش حرکت می کنند.چون در شرایط جدید روشهای بازاریابی گذشته کارایی لازم را نداشته و سودآوری کمتری دارند. بیشتر بازارها بلوغ یافته و با رقابت فشرده و عرضه بسیار فراوانتر از تقاضا مواجه هستند. در این شرایط، مشتریان جدید به سختی یافت می‌شوند و لذا نیاز مبرم به حفظ و نگهداری مشتریان فعلی به شدت در شرکت‌ها و بنگاهها احساس می‌شود .با توجه به این تغییرات، سازمانها بایستی پیشاپیش خود را تجهیز کرده و آماده مقابله با رقبا شوند. در این خصوص بازاریابی رابطه مند با ایجاد و حفظ روابط طولانی مدت با مشتریان فعلی، سعی در کاهش هزینه جذب مشتریان جدید و از این طریق افزایش سودآوری شرکت دارد. در نتیجه شناخت بازاریابی رابطه مند و گستردگی ابعاد آن عاملی ضروری جهت حفظ بازار و افزایش توان رقابتی شرکتهاست.

[1]- Gummeson
[2]- Gronroas
[3]- Leonard Berry
[4]- Christopher
[5]- Payne & Ballantin
[6]- Referrai Markets
[7]- Influencers Markets
[8] - Morgan & Hunt
[9] - Boding
[10] - Wilson & Hummalaneni
[11] -Anderson&Marus
[12] -Shared Vaiue
[13] -Reciprocity
[14] -Elliz

منابع :
کاتلر، فلیپ، آرمسترانگ،گری (1385)، اصول بازاریابی، ترجمه پارسیان، علی، انتشارات دبستان، چاپ پنجم.

نوع مختلف از انواع بازاریابی

نوع مختلف از انواع بازاریابی – بخش دوم

در بخش اول از این مطلب با 46 نوع مختلف از انواع بازاریابی و توضیح کوتاهی در مورد هر یک از آنها آشنا شدیم و حالا ادامه آنها را می خوانیم:

 

47- بازاریابی ایمیلی(email marketing): ارسال ایمیل به مشتریان بالقوه یا از طریق فهرست‌های کرایه شده یا بر اساس فهرست‌های تهیه‌شده از طریق اجازه گرفتن از افراد

48- بازاریابی کارآفرینانه(entrepreneurial marketing): بازاریابی در استارت آپ ها و سرمایه‌گذاری‌های جدید، اغلب به روش چریکی

49- بازاریابی اخلاقی(ethical marketing): اخلاقیات بازاریابی برای مسئولیت‌پذیر بودن ازلحاظ اخلاقی و اجتماعی

50- بازاریابی رویداد(event marketing): برگزار کردن رویدادها از قبیل نمایشگاه‌ها، کنفرانس‌ها و سمینارها و …

51- بازاریابی اعزامی(expeditionary marketing): ایجاد بازارهای جدید پیش از رقبا

52- بازاریابی تجربی(experiential marketing): فعال کردن تعاملات حسی با برندها

53- بازاریابی فیسبوک(Facebook marketing): بازاریابی در محیط فیسبوک و از طریق فیسبوک

54- بازاریابی جغرافیایی(geomarketing): هدف‌گیری جغرافیایی برای تاکتیک‌های بازاریابی از قبیل قیمت و تبلیغات و …

55- بازاریابی جهانی(global marketing): بازاریابی محصولات و شرکت‌ها در سراسر جهان با ساختار و استراتژی‌های جهانی

56- بازاریابی مردمی(grassroots marketing): در این نوع از بازاریابی بجای تولید یک محتوا یا پیام برای مردم و امید به پذیرش آن توسط مردم، بر گروه کوچکی از مردم تمرکز می‌کنیم و امیدواریم که مردم پیام شمارا بین گروه‌های بزرگ‌تری از مردم گسترش دهند.

57- بازاریابی سبز(green marketing): ترویج صریح محصولاتی که دوستدار محیط‌زیست هستند.

58- بازاریابی چریکی(guerilla marketing): بازاریابی کم‌هزینه و بسیار تأثیرگذار خصوصاً در حوزه کارآفرینی.

59- بازاریابی افقی(horizontal marketing): پیام مشابه در بین گروه‌ها و صنایع مختلف، در تضاد با بازاریابی عمودی

60- بازاریابی جاذبه‌ای(inbound marketing): جذب مشتریان از طریق محتوا، بجای استفاده از انواع تبلیغات و تماس‌های یک‌باره و هماهنگ نشده.

61- بازاریابی صنعتی(industrial marketing): بازاریابی محصولات و خدمات بین شرکت‌ها و بنگاه‌ها خصوصاً تولیدکنندگان و شرکت‌های بسیار بزرگ.

62- بازاریابی تأثیرگذار(نفوذ)( influence(r) marketing): تمرکز بر متقاعد کردن چند فرد تأثیرگذار در یک بازار.

63- بازاریابی از طریق اطلاعات(informational marketing): فراهم آوردن محتوای آموزشی و مفید برای تغذیه مخاطب از قبیل بازاریابی محتوایی.

64- بازاریابی در قالب بازی(in-game marketing): تبلیغات و بازاریابی در قابل بازی‌های کامپیوتری و درزمانی که این بازی‌ها در جریان هستند.

 

adsingame1

 

65- بازاریابی درون فروشگاهی(in-store marketing): روش‌های بازاریابی و ترویجی در محل فروشگاه خرده فروشگاهی.

66- بازاریابی یکپارچه(integrated marketing): هماهنگی و ترکیب چندین ابزار، کانال و رویکرد بازاریابی.

67- بازاریابی اینتراکتیو(interactive marketing): تعامل بین بازاریابان و مشتریان و مخاطبان، عمدتاً به‌صورت آنلاین.

68- بازاریابی اینترنتی(Internet marketing): هم‌معنا با بازاریابی آنلاین و بازاریابی در سطح وبسایت.

69- بازاریابی داخلی(internal marketing): بازاریابی باهدف کارکنان خودمان به‌منظور همگام‌سازی تجربیات مشتری.

70- بازاریابی بین‌المللی(international marketing): بازاریابی در سطح دریاها و مرزهای بین‌المللی، دقیقاً همانند بازاریابی جهانی.

71- بازاریابی کلمات کلیدی(keyword marketing): جستجو و بهینه‌سازی کلمات در موتورهای جستجو.

72- بازاریابی سمت چپ مغز(left-brain marketing): تقریباً معادل بازاریابی تحلیلی.

73- بازاریابی محلی(local marketing): تبلیغات و روش‌های ترویجی باهدف حمایت و پشتیبانی از فروشگاه‌های خرده‌فروشی محلی.

74- بازاریابی کلمات طولانی و بلند-دم بلند هم‌معنی شده است-( Long Tail marketing): بازاریابی باهدف برخی از گروه‌ها و بخش‌های تخصصی بازار که منجر به تشکیل گروه‌های بزرگی می‌شود.

75- بازاریابی وفاداری(loyalty marketing): تمرکز بر رشد و نگهداشت مشتریان فعلی، مثلاً برنامه‌های ارائه پاداش.

76- بازاریابی موبایلی(mobile marketing): نوعی بازاریابی که پیام‌های آن از طریق ابزارهایی مانند گوشی‌های هوشمند انتقال پیدا می‌کند.

77- بازاریابی چند کاناله(multichannel marketing): استفاده از چند کانال برای دسترسی پیدا کردن به مشتریان.

78- بازاریابی چند فرهنگی(multicultural marketing): تعقیب و پیگیری مخاطبین قومی از طریق محصولات، تبلیغات و تجربیات.

79- بازاریابی چند سطحی(multi-level marketing): بازاریابی با به‌کارگیری دیگران که هر یک از این افراد دیگری را در زیرمجموعه خود بکار می‌گیرند.

80- بازاریابی عصبی(neuromarketing): اشتراک بین مغز و علوم شناختی و بازاریابی.

 

NEUROMARKETING-1024x703

 

81- بازاریابی رسانه‌های جدید(new media marketing): اساساً هم‌معنی با بازاریابی آنلاین.

82- بازاریابی از طریق خبرنامه(newsletter marketing): تحویل دادن منظم روزنامه یا خبرنامه به مخاطبین هدف از طریق ایمیل یا به‌صورت چاپی.

83- بازاریابی جاویژه(niche marketing): هدف قرار دادن بخش‌های بسیار ویژه و خاص از مخاطبین.

84- بازاریابی غیر سنتی(non-traditional marketing): روش‌های خارج از نرم عادی، مثلاً بازاریابی چریکی، شیرین‌کاری‌های تبلیغاتی

85- بازاریابی آفلاین(offline marketing): تمام فعالیت‌های بازاریابی که به‌صورت آنلاین انجام نمی‌گیرد، بازاریابی سنتی.

86- بازاریابی فردبه‌فرد- یک‌به‌یک(one-to-one marketing): بازاریابی باهدف تک‌تک مصرف‌کنندگان: شناسایی، تمایز، تعامل، شخصی‌سازی.

87- بازاریابی آنلاین(online marketing): بازاریابی به‌صورت آنلاین، همانند اینترنت یا بازاریابی از طریق وبسایت.

88- بازاریابی برونگرا(outbound marketing): برقراری تماس و ارتباط با مشتریان بالقوه از طریق تبلیغات، تماس‌های بدون هماهنگی قبلی، کرایه کردن لیست افراد تماس، مقابل بازاریابی ربایشی.

89- بازاریابی در فضای باز(outdoor marketing): مثال‌ها: تبلیغات طراحی‌شده برای نصب بر روی دستگیره در، تبلیغات بر روی بدنه ماشین‌ها، بیلبوردهای تبلیغاتی، بالن‌های تبلیغاتی.

90- بازاریابی خارج از خانه(out-of-home marketing): بازاریابی باهدف افراد حاضر در محیط‌های باز، معادل بازاریابی محیطی

91- بازاریابی عملکرد(performance marketing): همانند بازاریابی رابطه‌ای است با این تفاوت که تنها در صورت نهایی شدن فروش و بر اساس معیارها یا نرخ مشخصی از بازگشت سرمایه برای صاحب کسب‌وکار هزینه‌ای دارد.

92- بازاریابی اجازه‌ای(permission marketing): القاء کردن به مخاطب مبنی بر تمایل به دریافت پیام از طرف شما.

93- بازاریابی شخصی(personalized marketing): همانند بازاریابی نفربه‌نفر شامل شخصی‌سازی محصولات می‌شود.

انیم:

 

94- بازاریابی اقناعی(persuasion marketing): که از معماری اقناع برای بازاریابی اینترنتی تأثیرگذار گرفته‌شده است.

95- بازاریابی در نقطه فروش(point-of-sale marketing): تبلیغات و بازاریابی به مشتریان در نقطه خرید و پرداخت وجه در داخل یک فروشگاه.

96- بازاریابی پس از کلیک(post-click marketing): تجربه مشتری یا کاربر پس کلیک بر یک تبلیغ یا ایمیل، مثلاً ورود به یک صفحه ورود.

97- بازاریابی کلیکی(PPC marketing): بازاریابی پرداخت به ازاء هر کلیک در موتورهای جستجو، شبکه‌های تبلیغات و شبکه‌های اجتماعی.

98- بازاریابی محصول(product marketing): بازاریابی یک محصول خاص در مقابل بازاریابی محصولات یک شرکت.

99- بازاریابی تبلیغاتی(promotional marketing): به‌طورکلی اگر صحبت کنیم، شامل تمامی انواع مختلف بازاریابی به‌منظور جذب مشتری می‌شود.

100- بازاریابی نزدیکی(proximity marketing): توزیع بدون سیم(آفلاین) محلی تبلیغات مرتبط با یک محل برای افراد متقاضی که سخت‌افزار لازم برای این کار را در اختیار داشته باشند.

 

vangogh-ibeacon

 

101- بازاریابی کششی(pull marketing): فرستادن پیام به سمت مخاطبین موردنظر، معادل و مشابه با بازاریابی ربایشی.

102- بازاریابی هل دادنی- فشاری -(push marketing): مشتریان یا مخاطبین بالقوه پیام‌های بازاریابی را از شما به سمت خود می‌کشند که معادل بازاریابی برونگرا قرار می‌گیرد.

103- بازاریابی در زمان واقعی (real-time marketing): سرعت بخشیدن به فرایند بازاریابی در عصر سرعت

104- بازاریابی ارجاعی(referral marketing): تشویق و پاداش دادن به مشتریان فعلی برای جذب مشتریان جدید.

105- بازاریابی رابطه(relationship marketing): تأکید بر ساخت و ایجاد روابط دوسویه بلندمدت با مشتریان.

106- بازاریابی مجدد(remarketing): معنای امروزی: تبلیغات رفتار محور.

107- بازاریابی پاسخ(reply marketing): پاسخ دادن به تک‌تک کاربران نهایی از طریق پیام‌های شخصی‌سازی‌شده.

108- بازاریابی معکوس(reverse marketing): در این نوع از بازاریابی بجای اینکه شرکت به دنبال به دست آوردن مشتری باشد، مشتری در پی به دست آوردن محصولات و خدمات یک شرکت است.

109- بازاریابی علمی(scientific marketing): استفاده از آزمایش‌های تحلیلی / روش‌های آماری در بازاریابی.

110- بازاریابی موتورهای جستجو(search (engine) marketing): ترویج و ترفیع پرداختی و ارگانیک از طریق سایت‌های گوگل، یاهو، بینگ و …

111- خود بازاریابی(self-marketing): بازاریابی خودتان که از آن تحت عنوان بازاریابی شخصی هم نام‌برده می‌شود.

112- بازاریابی خدمات(services marketing): رویکردهایی برای فروش خدمات بجای محصولات.

113- بازاریابی سایه(shadow marketing): بازاریابی غیرمنتظره که اغلب خارج از کنترل دپارتمان بازاریابی انجام می‌شود.

114- بازاریابان خریداران(shopper marketing): درک چگونگی انجام شدن خرید توسط مصرف‌کنندگان در کانال‌ها و شکل‌های مختلف بازاریابی.

115- بازاریابی اجتماعی(social marketing): تغییر رفتار مردم برای کسب نتیجه بهتر، با بازاریابی شبکه‌های اجتماعی متفاوت است.

116- بازاریابی شبکه‌های اجتماعی(social media marketing): ایجاد تعامل با مشتریان بالقوه در کانال‌های شبکه‌های اجتماعی.

117- بازاریابی ورزشی(sports marketing): استفاده از رویدادهای ورزشی، تیم‌های ورزشی و قهرمانان برای ترویج و ترفیع محصولات و خدمات.

118- بازاریابی خفا یا پنهان(stealth marketing): روش‌های بازاریابی مخفیانه باهدف مردم و مخاطبین.

119- بازاریابی خیابانی(street marketing): بازاریابی غیرمتعارف در مکان عمومی به‌منظور برقراری تعامل با مشتریان بالقوه.

120- بازاریابی فنی و تکنیکی(technical marketing): بازاریابی با عمق فنی به مخاطبان فنی.

121- بازاریابی تلفنی(telemarketing): برقراری تماس تلفنی بر روی تلفن مردم بر اساس یک متن از پیش تعیین‌شده بدون هماهنگی قبلی، یعنی دریافت‌کننده تماس انتظار تماس از طرف شمارا ندارد.

122- بازاریابی آزمون محور(test-driven marketing): آزمودن ایده‌های بازاریابی به‌صورت سیستماتیک و البته تکراری.

123- بازاریابی رهبری فکری(Thought leadership marketing): جا انداختن یک شرکت یا بنگاه به‌عنوان رهبر فکری در بازار مربوطه.

124- بازاریابی زمان(time marketing): تحقیق در رابطه با زمان مناسب برای معرفی و ترویج و ترفیع محصولات در بازار.

125- بازاریابی بسته دستمال‌کاغذی(tissue-pack marketing): که خواستگاه آن در ژاپن بوده و مردم پیام خود را بر روی بسته‌های دستمال‌کاغذی درج می‌کنند و با دادن آن به‌صورت رایگان به مخاطبین پیام را به‌راحتی به دست مخاطب خود می‌رسانند.

126- بازاریابی نمایشگاه‌های تجاری(trade show marketing): زیرمجموعه‌ای از بازاریابی رویداد، نمایشگاه و ترویج و ترفیع محصولات در نمایشگاه‌های تجاری.

127- بازاریابی سنتی(traditional marketing): روش‌ها و کانال‌های بازاریابی پیش از ظهور اینترنت.

128- بازاریابی پنهان(undercover marketing): زمانی که مصرف‌کنندگان از اینکه به‌طور مخفیانه تحت روش‌ها و فن‌های بازاریابی قرارگرفته‌اند اطلاعی ندارند.

 

waterworld

 

129- بازاریابی تولیدشده توسط کاربر(user-generated marketing): نوعی از بازاریابی که توسط مصرف‌کنندگان ایجادشده است، بازاریابی همگانی.

130- بازاریابی عمودی(vertical marketing): تهیه یک‌راه حل به‌صورت متفاوت برای صنایع متفاوت.

131- بازاریابی ویدئویی(video marketing): استفاده از کلیپ‌های ویدئویی در بازاریابی آنلاین و همچنین استفاده از سایت‌هایی مانند یوتیوب و آپارات.

132- بازاریابی ویروسی(viral marketing): استفاده از شبکه‌های اجتماعی موجود به‌منظور توسعه یک ایده بازاریابی.

133- بازاریابی انتظار(wait marketing): برقراری ارتباط و رساندن پیام به مخاطب در هر نقطه و زمانی که وی آمادگی پذیرش پیام شمارا داشته و البته در انتظار برای چیزی است.

134- بازاریابی وب‌سایت(web marketing): بازاریابی در سطح سایت‌های اینترنتی، مشابه با بازاریابی آنلاین.

135- بازاریابی دهان‌به‌دهان(word-of-mouth marketing): زمانی که مشتریان خوشحال و راضی پیام بازاریابی شمارا به دیگران انتقال می‌دهند.

136- بازاریابی جوانان(youth marketing): بازاریابی از طریق هدف قرار دادن مخاطبین جوان و اغلب از طریق کانال‌های نوظهور.

 

آیا موارد دیگری از انواع بازاریابی به ذهن شما می‌رسد که در این لیست به آن اشاره نکرده‌ام؟ یا حتی مواردی که در این لیست جای نگرفته‌اند، اما پیش‌ازاین در سایت آی بازاریابی در مورد آنها مقاله‌های مختلف و متنوعی داشته‌ایم!!! در بخش نظرات برای یادآوری آنها یا مواردی که خودتان به ذهنتان می‌رسد، منتظر شما هستیم تا به این لیست اضافه کنیم.